امروز: چهارشنبه 20 آذر 1398 برابر با 11 دسامبر 2019

جمعه, 15 آذر 1398 13:31
انارک نیوز - حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری (۶ فروردین ۱۶۹ خورشیدی)، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. نام ایشان «فاطمه کبری» بود؛ زیرا حضرت کاظم علیه السلام سه دختر به نام فاطمه داشتند و حضرت معصومه علیها السلام بزرگتر از آنها بود. مادر آن حضرت بانوی بزرگواری به نام «نجمه» خاتون بود. 
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام دومین ستاره تابان از دامان نجمه درخشید كه هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سودای دلش را بر او نثار كند. فرزندان دختر امام كاظم (ع) دست كم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوی گرانقدر، سرآمد بوده است.  
در شرافت نسب حضرت معصومه علیها السلام همین بس که ایشان دختر امام، خواهر امام و عمه امام هستند. بخش مهمی از دوران کودکی‌اش را با روزگار تلخ فراق پدر که در زندان به‌سر می‌برد، گذراند. حضرت معصومه هنگام شهادت پدر ده سال داشت و حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام كاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والامقام ترين آنان است. يكی از ويژگيهای حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره ايشان است كه پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است كه زيارت مأثور دارد. شايد يكی از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد كه عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی يافته است.
مأمون عباسی در سال 200 هجری قمری، با نامه‌ها و پیام‌های بسیار، حضرت رضا(ع) را به خراسان دعوت کرد، آن بزرگوار، ناگریز از روی اکراه، این دعوت را پذیرفت و با کاروانی که مأمون فرستاده بود، به‌سوی خراسان آمد. یک سال بعد، حضرت معصومه به‌شوق دیدار برادرش حضرت رضا (ع) عازم خراسان گردید و با همراهان حرکت کردند.  پس از آنكه به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت به قم برود. 
حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود. سن حضرت معصومه هنگام وفات، در حدود 28 سال بوده است. اين حادثه در روز 10 ( ۱۸ آبان ۱۹۵ خورشیدی) یا 12 ربیع الثانی سال 201 هجری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(ع) رخ داده است،

همسر و فرزند: نداشته است.

حضرت فاطمه معصومه (س) در ۶ فروردین ۱۶۹خورشیدی چشم به جهان گشود و در ۱۸ آبان ۱۹۵خورشیدی وفات یافت.
چهارشنبه, 13 آذر 1398 08:53
انارک نیوز: درباره تاریخ ولادت، محل ولادت و تاریخ شهادت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) میان مورخان اختلاف است، اما مشهور این است که در هشتم ربیع الآخر سال ۲۳۲ ق (پنجشنبه 15 آذر ماه 225 خورشیدی) در مدینه چشم به جهان گشود. 
پدرش امام دهم، حضرت هادی (علیه‌السلام) و مادرش که امّ ولد و بانویی پارسا و شایسته بود «حدیث» یا «سلیل» است، که برخی از او به نام «سوسن» یاد کرده‌اند.
امام ۲۲ سال از دوران زندگی‌اش را با پدر بزرگوارش سپری کرد و با شهادت پدرش در سال ۲۵۴ق به امامت رسید، امامت ایشان، شش سال بیش‌تر به طول نیانجامید، اما اهمیت دوران امامت ایشان زمانی آشکار می‌شود که به مسئله غیبت و اهمیت آن پی ببریم، چرا که حضرت باید در این مدت کوتاه مقدمات لازم برای انتقال شیعه از مرحله حضور به مرحله غیبت را فراهم می‌کرد.
تعقیب و مراقبت از پدر و ایشان به قدری بود که آنان را در میان لشکریان جای داده بودند و به همین دلیل این دو را «عسکریین» لقب داده‌اند.
امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت. ابروهای سیاه کمانی، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت. دندانها درشت و بسیار سفید بود. خالی بر گونه راست داشت.همسرش نرجس یا نرگس‌خاتون بود.
در اول ربیع الاول سال ۲۶۰ ق به دستور معتمد عباسی، مسموم و در روز هشتم همان تاریخ (آدینه 16 دی ماه 252 خورشیدی) به شهادت رسید. چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد، طفلی گندمگون و پیچیده موی، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت: ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم.
پس از این‌که تنها فرزندش، امام زمان (عج) در حالی که پنج سال بیش‌تر نداشت بر او نماز خواند، در خانه خود در سامرا و در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد.

همسر و فرزند: تنها همسر آن بزرگوار، حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها (کنیز رومی به نام ملیکا) و تنها فرزند آن حضرت، حضرت مهدي عجل الله تعالی فرجه شریف مي باشد.
زادروز ایشان پنجشنبه 15 آذر ماه 225 خورشیدی یا 6 دسامبر 846 میلادی و شهادت آدینه 16 دی ماه 252 خورشیدی یا 5 ژانویه 874 میلادی می باشد.
دوشنبه, 04 آذر 1398 18:00
انارک نیوز - 1 آذرماه (آدینه) 1398: آذر جشن
2 آذر: اولتيماتوم شوروي به وزارت خارجه ايران (1300)
3 آذر: آغاز انتشار روزنامه «مجلس» در تهران (1285)
4 آذر: روز جهانی حذف خشونت علیه زنان (25 نوامبر)
5 آذر: روز بسیج مستضعفان (به فرمان حضرت امام خمینی (ره) 1358)
6 آذر: کنفرانس تهران (اسم رمز: یوریکا) با شرکت چرچیل، روزولت و استالین (از ۶ تا ۹ آذرماه ۱۳۲۲)
7 آذر: روز نیروی دریایی
8 آذر:  روز جهانی همبستگی با مردم فلسطين (29 نوامبر)
9 آذر: روز بزرگداشت شیخ مفید - جشن آذرگان (آذرروز)
10 آذر: ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی (4 ربیع الثانی 173 ه.ق برابر با ۱۳ شهریور  ۱۶۸ خورشیدی) - شهادت آیت ا... سید حسن مدرس (1316) و روز مجلس - روز جهانی مبارزه با ایدز (1 دسامبر)
11 آذر: شهادت میرزا کوچک خان جنگلی (1300) - روز جهانی لغو برده داری (2 دسامبر)
12 آذر: روز قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (1358) - روز جهانی معلولان (3 دسامبر)
13 آذر: روز بیمه
14 آذر: ولادت حضرت امام حسن عسکری (ع) (8 ربیع الثانی 232 ه.ق برابر با ۱۵ آذر ۲۲۵ خورشیدی) - روز جهانی داوطلبان برای توسعه اقتصادی و اجتماعی (5 دسامبر)
15 آذر: روز حسابدار
16 آذر: وفات حضرت معصومه (س) (10 ربیع الثانی 201 ه.ق برابر با ۱۸ آبان ۱۹۵) - روز دانشجو (شهادت سه دانشجو به نامهای قندچی و بزرگ نیا و شریعت رضوی در دانشگاه تهران (1332)) - روز جهانی هواپیمایی غیر نظامی (7 دسامبر)
17 آذر: آغاز رسمی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (با تصمیم يلتسين و سران وقت اوكراين و بلاروس در سال 1370)
18 آذر: معرفی عراق به عنوان مسئول و آغازگر جنگ از سوی سازمان ملل (1370) - روز جهانی مبارزه با فساد (9 دسامبر)
19 آذر: تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) (1363) - روز جهانی حقوق بشر (10 دسامبر)
20 آذر: شهادت آیت ا... دستغیب سومین شهید محراب به دست مجاهدین خلق (1360) - روز جهانی کوهستان (11 دسامبر)
21 آذر: انتخاب رضا پهلوی به عنوان پادشاه، توسط اولین مجلس مؤسسان ایران (1304)
22 آذر: مرگ ابوریحان بیرونی، دانشمند، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و تاریخ‌نگار ایرانی (427)
23 آذر: پيام «امام خميني» در محكوميت عُمّال پهلوي (1357ش)
25 آذر: روز پژوهش - روز تجلیل از شهید تندگویان
26 آذر: روز ایمنی حمل و نقل و رانندگان
27 آذر: شهادت آیت ا... دکنر محمد مفتح (1358)، روز وحدت حوزه و دانشگاه - روز جهانی عاری از خشونت و افراطی گری (18 دسامبر) - روز جهانی مهاجران (18 دسامبر)
28 آذر:  آغاز اشغال تبریز بدست قوای روس (۱۲۹۰) پس از پیروزی مشروطه
29 آذر: روز جهانی همبستگی بشر (20 دسامبر)
30 آذر: شب یلدا، شب چله زمستان
پنج شنبه, 23 آبان 1398 19:32
انارک نیوز: حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌، امام ششم و رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ (شيعه‌) در روز 17 ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ (پنجشنبه 3 اردیبهشت ماه 81 خورشیدی) معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. پدرش‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد. 
كنيه‌ آن‌ حضرت‌ "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" (راستگو) است‌. حضرت‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ امام سجاد (ع) بود. پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر (ع‌) زندگى‌ كرد. بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد.
پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ (ص‌) گرديد . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود. با كمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود: اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود زيرا به‌ كد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌.  
زندگى‌ پربار امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) مصادف‌ با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌  و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ بود و دوران امامت امام ششم یکی از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سو اغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، به ويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) رخ‌ مى‌داد،
آن حضرت مردم را بر آن می داشت تا در قیامی که عمویش زید بن علی بن الحسین (ع) بر ضد دولت امویان کرده بود، پشتیبان زید باشند. هنگامی که خبر قتل زید به او رسید بسیار ناراحت شد و اندوهی عمیق به او دست داد و نیز هنگامی که جنبش محمد بن عبدالله بن حسن  (ع) شکست خورد، امام را حزن و اندوه فرا گرفت و سخت بگریست و مردم را مسؤول کوتاهی در برابر آن جنبش دانست. قیام یحیی بن زید پسر عمویش، به اینها باید قیام عبدالله بن محمد باقر (ع)، برادر حضرت، و عبیدالله اعرج بن حسین بن زین العابدین (ع) پسر عموی حضرت را افزود.
سرانجام انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ (هرگاه از او می‌پرسیدند: امام کیست؟ می‌گفت: شتاب مکنید. او می‌خواست کار زمامداری را به فرزندان ابوطالب بسپارد ولی امام به دعوت ابوسلمه پاسخ نداد و نامه او را سوزاند. زیرا دعوت ابوسلمه دعوتی سیاسی بود، نه آنکه امام صادق (ع) را امام واجب اطاعت بداند) و سیاه جامگان به رهبری "ابو مسلم‌" (ابو مسلم خراسانی که در برپایی دولت عباسیان تلاش بسیار کرده بود را منصور عباسى‌ به قتل رساند) حكومت‌ شوم‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و خلافت عباسیان شروع شد. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد.
گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افكار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است كه شیعه در عرصه های گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود.
می‌توان گفت از سال ۴۰ق پس از شهادت امام علی (ع)  تا نزدیک به پایان سده نخستین هجرت، جز معدودی از صحابه و تابعان از فقه درست -فقه آل محمد (ص)- بی‌بهره بودند. در روزگار امام باقر (ع) اندکی گشایش پدید آمد و سالیان دوران امامت امام صادق (ع) عصر انتشار فقه آل محمد یا به تعبیر دیگر، روزگار تعلیم و تدریس فقه جعفری بود. در این سالها مدینه نیز چهره دیگری یافته بود.
چهار هزار راوی برای امام جعفر صادق (ع) مغز متفکر جهان شیعه برشمرده اند و  بسیاری از فقها از پرورش یافتگان مکتب ایشان بوده‌اند. جابر ابن حیان -کیمیاگر معروف که در غرب به نام Geber خوانده‌ می‌شود- بسیاری از اختراعات خود را منتسب به جعفر صادق (ع) یا با تغییرات جزئی از آموزه‌های او می‌داند. به نظر چنین می‌آید که امام معلمی بود که نگارش را به دیگران (مثلاً شاگردانش) می‌سپرد.
مالک بن انس، پیشوای یکی از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، مدتی شاگرد جعفر صادق (ع) بود. ابوحنیفه، پیشوای یکی دیگر از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت، نیز شاگرد جعفر صادق (ع) بود. به عنوان نمونه، آلوسی درباره عظمت علمی صادق (ع) گفته‌است: اگر جعفر بن محمد (ع) نبود، مردم احکام و مناسک حجشان را نمی‌دانستند.
بیشترین حجم روایات، احادیثی است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ع) به میزانی است كه شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. كمتر مسئله دینی (اعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است.
از دیگر ده ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود. مردی از امام خواست وی را چیزی بیاموزد که به خوبی دنیا و آخرت برسد و مختصر باشد، فرمود: دروغ مگو.
حضرت دست کم یک نوبت از سوی منصور به عراق احضار شد و چندی در آنجا ناچار به اقامت شده است. حضرت‌ صادق‌ (ع‌) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در 25 شوال سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ (شنبه 27 آذرماه 144 خورشیدی) و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ در كنار قبر پدرش، امام باقر (ع) و جدش، امام سجاد (ع)  و عمویش، امام حسن (ع) دفن شد.

حضرت‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌. همسرانش فاطمه (مادر اسماعیل، عبدالله، ام فروة)، حمیده بربریة یک کنیز (مادر موسی (امام کاظم علیه‌السلام)، اسحاق، محمد) و زنانی دیگر (مادران بقیه فرزندان وی) بوده‌اند.
فرزندانش؛ اسماعیل (از امامان اسماعیلیه که پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ امام صادق‌ (ع‌) از دنيا رفته‌ است‌)، عبدالله افطح، موسی کاظم (ع) (امام هفتم شیعیان)، محمد دیباج، اسحاق، علی عریضی، عباس، ام فروة، اسماء و فاطمه می باشند.
پس‌ از حضرت‌ صادق‌ (ع‌) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ (ع‌) منتقل‌ گرديد.
زادروز ایشان پنجشنبه 3 اردیبهشت ماه 81 خورشیدی یا 24 آوریل 702 میلادی و شهادت شنبه 27 آذرماه 144 خورشیدی یا 18 دسامبر 765 میلادی می باشد.
پنج شنبه, 23 آبان 1398 19:12
انارک نیوز - حضرت ابوالقاسم محمد بن عبدالله (ص) آخرین و برترین فرستاده‌ی خدا و پنجمین رسول از پیامبران اولوالعزم است. خداوند او را به همراه بهترین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم که در آن کامل ترین نسخه دین مطابق با فطرت، که توسط حضرت ابراهیم اسلام نامیده شده، فرستاده که دینی جهان شمول است.
محمد بن عبد الله (ص) در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود. كنیه اش ابوالقاسم و ابوابراهیم و القاب ایشان رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و...  نخستین معصوم در دین مبین اسلام می باشند. 

روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل (به روایت شیعه مصادف با دوم خرداد 53 قبل از هجرت به خورشیدی) (عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت) برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه اما بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏ اند) در مكه معظمه پا به دنیا گذاشت، پدرش عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان و مادرش آمنه دختر وهب بن عبد مناف بوذ.
فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن (ع) به هفت پشت مى‏ رسد.
ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود که از آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • ممنوع شدن شیاطین از رفتن به آسمان های هفتگانه و گرفتن خبر
  • سرنگون شدن همه بت ها
  • ترک برداشتن کنگره های طاق کسری و فروریختن چهارده کنگره آن
  • خشک شدن دریاچه ساوه که برای ایرانیان مقدس بود
  • باطل شدن سحر، ساحران و جادوی جادوگران و قطع شدن ارتباط کاهنان با همزادان شیطانی آنها
عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، مادرش پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد. محمد را پس از تولد طبق عادت مرسوم، به دایه‌ای به نام حلیمه بنی سعد سپرد  و پس از آن عبدالمطلب پدربزرگ۸۰ ساله، سرپرستی حضرت محمد (ص) را برعهده گرفت.
در ۸ سالگی عبدالمطلب نیز درگذشت و ابوطالب، عمویش (که در آن هنگام نفوذ زیادی در مکه داشت) سرپرستی او را برعهده گرفت. در ۱۲ سالگی همراه ابوطالب با کاروانی به شام سفر کرد. در این سفر با بحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید و ایشان را از خطر یهود در مورد نبی مکرم اسلام (ص) مطلع کرد.
حضرت محمد (ص) در تجارت با شریف ترین زن قریش، خدیجه کبری دختر خویلد شرکت کرد و بعد از این مشارکت نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد (ص) رساند ، آن حضرت در 25 سالگی با خدیجه کبری که سنی بین ۴۰ تا ۴۵ سال داشت ازدواج کرد.
از اتفاقات مهم دوران کودکی و جوانی حضرت می توان به :
  • انتخاب کردن شغل چوپانی که شغل اکثر انبیا بوده است.
  • مشهور شدن به صفت امین به دلیل امانت داری ایشان
  • در حالی که بیست ساله بود شرکت در پیمان جوانمردانه حلف الفضول که برای حمایت از مظلومان بین جوانان قریش در خانه عبدالله بن جدعان بسته شد.
  • حل اختلاف به وجود آمده بین سران قریش بر سر نصب حجرالاسود، که نزدیک بود به جنگی خانگی منجر شود.
پیش از اسلام حنیف به دو دسته افراد اطلاق می‌شد: عرب‌هایی که پیرو آیین ابراهیم بودند و بت پرستانی که تنها برخی از مراسم دینی مربوط به آیین ابراهیم مانند حج یا ختنه را انجام می‌دادند.
حضرت محمد (ص) قبل از رسالت نیز یکتا پرست بودند و ناخشنود از روش زندگی مردم مکه، گهگاه در غار حرا در یکی از کوه‌های اطراف آن دیار به تفکر و عبادت می‌پرداخت. از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى جبرییل بر محمد (ص) ظاهر شد و ۳ بار به او گفت: «إقرأ — بخوان!» و سپس این آیه‌ها را برایش خواند: ( إقرأ بِاسمِ رَبّك الّذي خَلَق. خَلَقَ الإنسانَ مِن عَلَق. إقرأ وربُّك الأكرَم، الَّذي عَلَّمَ بِالقَلَم، عَلَّمَ الإنسانَ ما لَم يَعلَم.)
بخوان به نام پروردگارت که آفرید؛ که انسان را از خون بسته (علق) آفرید. بخوان که پروردگار بسیار بخشنده‌است، آن که با قلم آموزش داد. به انسان آموخت آنچه را که نمی‌دانست. (سوره علق، آیه‌های ۱ تا ۵) به رسالت مبعوث شد تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏ دار امر رسالت و نبوت بود.
پیامبر اکرم (ص) در سه مرحله به ابلاغ رسالت پرداخت:
  1. دعوت سری که اولین مرحله دعوت ایشان بود. نخستین زنی که به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد ، همسر ایشان ام المؤمنین خدیجه (س) بود و پس از ایشان نخستین مردی که ایمان آورد، علی بن ابی طالب (ع) پسرعموی ده ساله بوده است.
  2. دعوت خویشان و نزدیکان که با نزول آیه انذار صورت گرفت و به یوم الدار معروف است. و در آن روز رسول خدا (ص)، حضرت علی (ع) را به جانشینی خود انتخاب کرد.
  3. پس از سه سال، دعوت علنی
در آن شرایط سختی که مشرکان قریش بر رسول خدا(ص) تحمیل کرده بودند، دو حامی رسول خدا (ص) یعنی عموی ایشان ابوطالب (ع) و همسر مهربان ایشان، ام المؤمنین خدیجه (س) بودند که فشارهای سیاسی،اجتماعی ،اقتصادی و روحی را از ایشان برداشتند و تا زمانی که عموی ایشان زنده بود، کسی جرآت آزار و اذیت های جسمانی و کشیدن نقشه قتل حضرت را نداشت.
پس از آنکه اشراف مشرک قریش دیدند، نمی توانند به هیچ صورتی جلوی نشر اسلام را بگیرند و با توجه به حامیان رسول خدا (ص) قادر به آسیب رساندن به ایشان نیستند، شروع به آزار و اذیت تازه مسلمانان کردند. هر قبیله مسؤولیت آزار و اذیت مسلمانان خود را به عهده گرفت و آنان که هیچ قبیله یا عشیره ای یا حامی نداشتند،مجبور به تحمل انواع آزار و اذیت ها شدند. سمیه بنت خباب که به عنوان نخستین زن شهید اسلام شهرت دارد، بردهٔ ابوجهل بود. او با نیزهٔ اربابش به این دلیل که نمی‌خواست از اسلام برگردد، کشته شد. بلال حبشی، یک مسلمان بردهٔ دیگر، به دست اربابش امیة بن خلف شکنجه می‌شد.
پس از آنکه آزار و اذیت های مشرکان افزایش یافت و مسلمانان نیز که دیگر طاقت این شکنجه ها را نداشتند، پیامبر (ص) دستور هجرت به حبشه را صادر کردند. هجرت به حبشه در سال پنجم بعثت صورت گرفته است و در آن حدود هشتاد نفر مسلمان مرد و زن حضور داشته اند. سرپرستی این کاروان را جعفر بن ابی طالب به عهده داشت. عمرو بن عاص و عبدلله بن ربیعة به همراه هدایان فروان، بلافاصله بعد از هجرت مسلمانان راهی حبشه شدند تا اینان را به مکه برگرداند. آن دو ابتدا با دادن هدایایی به درباریان نجاشی آنان را به طرف خود کشانیدند ولی با سخنان هوشمندانه و شجاعانه جعفر بن ابی طالب ،اقدامات آنان بی اثر ماند. همچنین جعفر در پاسخ سؤال نجاشی در مورد حضرت عیسی (ع) آیاتی از سوره مریم را برای او خواند،که تأثیر عمیقی در نجاشی گذاشت. پس از این سخنان ، نجاشی به فرستادگان قریش گفت که به هیچ عنوان حاضر به برگرداندن مسلمانان نیست و آنان تا هر زمان که بخواهند می توانند در حبشه زندگی کنند.
پس از آنکه قریش موفق به برگرداندن مهاجران به حبشه نشد، شروع به مبارزه به صورت ، محاصره اقتصادی و اجتماعی بنی هاشم کرد.
وضعیت اسفبار بنی هاشم در شعب ابیطالب به مدت سه سال ادامه داشت به گونه ای ناله های فرزندان آنان، آرام آرام، موجب نرمی دل های بعضی از متنفذان قریش شد. به همین دلیل تصمیم گرفتند تا این پیمان نامه را پاره کنند. از طرف دیگر جبرئیل خبر خورده شدن پیمان نامه توسط موریانه ها را به رسول خدا (ص) داد. این دو رویداد موجب شد تا بنی هاشم از شعب بیرون آیند و به زندگی عادی خود بازگردند.
پس از آن دو اتفاق تلخ برای رسول خدا (ص) افتاد تا ایشان سال دهم بعثت را سال غم و اندوه بنامند. این دو اتفاق ،یکی وفات عموی ایشان حضرت ابوطالب (ع) بود و دیگری به فاصله چند روز، وفات همسر با وفای ایشان ام المؤمنین حضرت خدیجه (س) در ۶۵ سالگی بود. حضرت هر دوی این بزرگواران را در قبرستان مُعَلیّ در کنار جدشان عبدالمطلب دفن کردند.
پس از فوت ابوطالب،ریاست بنی هاشم به ابولهب رسید و او حمایت بنی هاشم را از پیامبر (ص) برداشت. پیامبر(ص) بر اثر اختناق محیط مکه ، تصمیم گرفت به محیط دیگری برود و بدین منظور شهر طائف را انتخاب نمود.
رسول خدا (ص) به همراه زید بن حارثه عازم طائف شدند تا با بزرگان قبیله ثقیف دیدار کرده و آنان را به اسلام دعوت کنند. ولی آنها دست رد به سینه پیامبر (ص) زدند و سفیهان و بردگان خود را مجبور کردند تا با دشنام و به دنبال رسول خدا (ص) رفته و او را سنگباران کنند. رسول خدا پس از ده روز توقف در طائف و ناامیدی از حمایت قبیله بنی ثقیف راه مکه را در پیش گرفت.
در ۲ یا ۳ سال پیش از هجرت به مدینه، در یک شب به سفری به نام معراج، از مسجدالاقصی به آسمان رفتند. مسلمانان در۲۷ رجب «لیلةالاسراء و المعراج» را جشن می‎‎‎گیرند. بنا به نظر بیش‌تر مفسران قرآن، آیه‌های آغازین سوره اسراء به معراج اشاره دارند.
نخستین مسلمانان یثرب در یک گروه شش نفری در سال یازدهم بعثت نزد رسول خدا (ص) در مکّه اسلام آوردند. زمانی که اینان برای حج به مکه آمده بودند،رسول خدا (ص) به دعوت قبایل در موسم حج مشعول بودند، در «عقبه» به پیامبر (ص) برخورد کردند و رسول خدا (ص) از آنان خواست تا بنشینند تا برای آنان سخن بگوید. آنان پذیرفتند. آن حضرت اساس دعوت اسلام را برایشان عرضه کرد و آیاتی از قرآن تلاوت نمود. آنها پیش از آن خبر ظهور پیامبری را از یهودیان شنیده بودند، وی را همو دانسته و دعوتش را پذیرفتند و اظهار امیدواری کردند که با پذیرفتن دعوت رسول خدا(ص) با یکدیگر متحد شوند.
در موسم حج سال سیزدهم بعثت، تعداد هفتاد مرد و دو زن در عقبه با پیامبر (ص) بعیت کردند. به این صورت که زمانی حجاج در منی بودند، مسلمانان یثربی با هم قرار گذاشتند تا به عقبه رفته و با رسول خدا(ص) بیعت کنند. پس از اعلام حمایت نظامی یثربیان از پیامبر (ص) و شیوع اسلام در آن، بیشتر مسلمانان از مکه به مدینه هجرت کردند.
در دارالندوه  پیشنهاد داده شد تا از هر خاندان قریش کسی به نمایندگی از آن خاندان، شبانه به رسول خدا (ص) حمله کنند و ایشان را به قتل برسانند . چهل نفر از مشرکان قریش داوطلب شدند تا ایشان را بکشند. مورخین این روز را، روز « یوم الزحمه» می نامند.
جبرئیل خبر این توطئه را به ایشان داد. رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) گفت تا به جای او بخوابد و از همان برد یمانی سبز رنگی که رسول خدا (ص) روی خود می کشید ، استفاده کند.

مشرکان  چون متوجه شدند گمراه شده اند به تکاپو افتاده و به دنبال ایشان گشتند و توسط یک راهنما تا پای کوه ثور که رسول خدا (ص) به همراه ابوبکر در آنجا پنهان شده بودند، آمدند، و با مشاهده تارهای عنکبوبت بر در غار به داخل غار نرفتند.
رسول خدا (ص) در قبا منتظر رسیدن یار و پسر عم خود حضرت علی (ع) شدند که بعد از هجرت رسول خدا (ص) به همراه کاروانی که شامل زنان و دختران پیامبر (ص) و بنی هاشم می شد، از جمله - حضرت زهرا (س) و فاطمه بنت اسد - و سایر کسانی که هنوز موفق به هجرت نشده بودند ، به سمت مدینه در حرکت بود.
همراهان پیامبر (ص)  که با او از مکه به مدینه مهاجرت کردند به مهاجران شهرت یافتند و مردم یثرب که پیامبر و مهاجران را یاری رسانده بودند، انصار نامیده شدند.
پیامبر(ص) در این مدت که در قبا بودند،اقدام به ساختن مسجد قبا کردند و پس از رسیدن کاروان حضرت علی (ع) ، به همراه ایشان راهی مدینه شدند. فاصله میان بیعت عقبه دوم و هجرت رسول خدا به مدینه بین هفتاد روز تا سه ماه بود،
آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.
حضرت هنگام ورود به یثرب فرمودند،هر کجا که شترشان توقف کند،همانجا اقامت خواهند گزید. نخستین اقدام رسول خدا (ص) در کنار خانه، ساختن مسجدی است که امروزه به مسجد النبی معروف است.
طعنه های یهودیان بر قبله اول مسلمانان بیت المقدس، موجب آزار مسلمانان و رسول خدا (ص) می شد، تا اینکه در نیمه ماه رجب سال دوم آیه تغییر قبله، در مسجد بنی سالم بن عوف که امروزه به مسجد ذوالقبلتین معروف است، نازل شد و قبله مسلمانان به سمت مکه تغییر یافت.
در زمان رسول خدا (ص)، نبردهای مسلمانان به دو قسمت تقسیم می شد.
  1. جهادهایی که خود رسول خدا (ص) در آنها شرکت می کردند که به آنها غزوه می گفتند و تعداد آنها را 26 یا 27 عدد نوشته اند.
  2. جهادهایی که رسول خدا (ص) ، یکی از اصحاب خود را فرمانده سپاه می کردند و خود شخصاً در آن ها شرکت نمی کردند، که به آنها سریه می گویند و تعداد آنها به روایت ابن اسحاق 35 سریه است.
رسول خدا (ص) برای جلوگیری از تجارت مشرکان قریش، دستور به غارت کاروان ها دادند تا با ناامن کردن راه ها، اقتصاد قریش را مختل کنند. به همین دلیل به اصحاب خود دستور جهاد دادند.
در هفدهم رمضان سال دوم غزون بدر در نزدیکی چاه های بدر بین مسلمانان و مشرکین در گرفت که در این نبرد مسلمانان توانستند قریشیان را شکست سختی بدهند و بسیاری از سران قریش در این جنگ کشته یا اسیر شدند.
پیامبر(ص) در نبرد بدر پرچم را به دستان مبارک امام علی (ع) دادند و پس از آرایش سپاه خود در برابر مشرکین قرار گرفتند. در ابتدا نبرد تن به تنی بین سه تن از قریش به نام های عتبة بن ربیعه،شیبة بن ربیعة و ولید بن عتبة به ترتیب با حمزة سید الشهدا،عبیدة بن حارث و علی بن ابی طالب (ع) در گرفت که اینان توانستند هر سه مشرک قریشی را بکشند و اولین پیروزی را برای سپاه اسلام به دست آورند.
دیگر وقایع سال دوم:
  1. وجوب روزه ماه رمضان
  2. مقرّر شدن اذان اسلامی و تعیین فصول
  3. عروسی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) با حضرت زهرا (س)
بی شک مهم ترین اتفاق سال سوم هجری غزوه احد است که در هفتم شوال آن سال اتفاق افتاد و مسلمانان بسیاری از جمله : حمزه بن عبدالمطلب (سید الشهدا)، مصعب بن عمیر و ... به شهادت رسیدند.
در این حمله حدود هفتاد نفر از اصحاب رسول خدا (ص) به شهادت رسیدند و خود ایشان مجروح شد و عده بسیاری از مسلمانان فرار کرده و به بالای کوه احد فرار کردند و تنها عده کمی چون حضرت علی (ع) در کنار رسول خدا (ص) باقی ماندند. و در این جنگ بود که ندای « لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار » شنیده می شد. به هر حال مشرکان پس از این پیروزی به مکه و مسلمانان به مدینه بازگشتند.
امام حسن مجتبی (ع) نیز در نیمه رمضان این سال متولد شدند.
وقایع سال چهارم:
  1. میلاد امام حسین (ع) در سوم شعبان
  2. وفات فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (ع)
  3. نزول آیه تحریم شراب
بی شک مهم ترین رویداد سال پنجم هجری، غزوه احزاب یا خندق است.
پس از آنکه در غزوه بنی نضیر رسول خدا (ص) یهودیان را از شهر اخراج نمودند، چند تن از سران آنها به نزد قریشیان رفتند و با تحریک آنها و دادن وعده ی تامین مالی یک سپاه به فرماندهی قریش ، آنها را راضی به حمله به مدینه کردند. آنها همچنین قبیله های غطفان و بنی سلیم را نیز با دادن رشوه یک سال محصولات خیبر با خود همراه ساختند.
قبیله خزاعه که از هم پیمانان رسول خدا (ص) بودند،خبر این سپاه عظیم را به ایشان رساندند. حضرت نیز با جمع کردن اصحاب خود بار دیگر نظر آنها را در مورد نحوه برخورد با مشرکین جویا شدند. در این شورا همه تصمیم به دفاع در داخل شهر را گرفتند و به پیشنهاد سلمان فارسی، خندق هایی را در شمال مدینه کندند. به دلیل اینکه اعراب با خندق آشنایی نداشتند و از طرفی طول و عرض خندق ها بسیار وسیع بود، لشگر احزاب در پشت خندق ها متوقف شدند و نبرد تنها به صورت پرتاب تیر صورت می گرفت. همجنین در این نبرد، عمرو بن عبدود به همراه چند تن دیگر از خندق ها گذشتند. او که از قهرمانان و دلاوران عرب بود، پس از یک نبرد سخت با حضرت علی (ع) از پای درآمد و رسول خدا (ص) ضربتی را که حضرت علی (ع) در این روز زدند را از عبادت جن و انس بالاتر دانستند.
در اوایل جنگ حییّ بن اًخطب، به سوی قبیله بنی قریظه، تنها قبیله یهودی هم پیمان رسول خدا(ص) که هنوز در مدینه باقی مانده بود رفت، و با تحریک آنها، اینان را مجاب به حمله از پشت سر به سمت سپاهیان رسول خدا(ص) کرد.
پس از آنکه مشرکان متوجه شدند که نمی توانند از خندق ها عبور کنند و همچنین با سرد شدن هوا و اتمام آذوقه آنها و با خدعه ای که نعیم بن مسعود به آنها زد، مشرکان تصمیم گرفتند که به شهر خود بازگردند و پیروزی دیگری برای سپاه اسلام رقم خورد. پس از پایان غزوه خندق ، رسول خدا (ص) به سوی بنی قریظه رفتند و ریشه یهود را در غزوه بنی قریظه برای همیشه در مدینه کندند.
بی شک مهم ترین رویداد سال ششم صلح حدیبیه است که در قرآن در سوره فتح از آن به عنوان فتح المبین یاد می شود. همچنین در این سال رسول خدا (ص) نامه هایی را به همراه سفیرانی به سمت کشورهای روم، ایران، مصر، عمان، یمن و بحرین فرستادند.
در ذی القعده سال هفتم حج عمره ای که در سال گذشته محقق نشده بود، انجام شد که به عمرة القضاء معروف است.
مهم ترین اتفاق این سال غزوه خیبر است . در این غزوه رسول خدا (ص) خطر یهودیان را برای همیشه از بین برد. از دیگر اتفاقات این سال بازگشت مهاجران حبشه به مدینه است.
در سال هشتم پس از آنکه قریش پیمانی را که در حدیبیه با رسول خدا (ص) بسته بود، را شکست، رسول خدا (ص) به همراهی ده هزار نفر از مسلمانان از مدینه عازم مکه شدند. حرکت سپاه به صورت مخفیانه بود و تنها زمانی قریشیان از سپاه رسول خدا (ص) آگاه شدند که آتش های افروخته شده در اردوی سپاه اسلام را مشاهده نمودند. ابوسفیان که دید نمی تواند در برابر سپاه اسلام مقاومت کند، بالاجبار اسلام آورد و از رسول خدا(ص) امان خواست.
پس از آنکه قریشیان تسلیم مسلمانان شدند، در سال نهم دیگر قبایل عرب نیز دیگر در خود توان ایستادگی در برابر رسول خدا (ص) را نمی دیدند، به همین دلیل همگی تسلیم اسلام شدند. در این سال همچنین آخرین غزوه رسول خدا (ص) یعنی غزوه تبوک در این سال اتفاق افتاد.
در سال دهم هجرى (632 م) که پایه هاى حکومت اسلام کاملاً مستحکم شده بود، پیامبر گرامى اسلام حضرت محمد (ص) به موازات مکاتبه با سران دولِ جهان و مراکز مذهبى، نامه اى نیز براى اسقف نجران یمن «ابو حارثه» فرستاد و اهالى آن منطقه را به اسلام دعوت کرد. در روز 24 ذی الحجه که روز مباهله رسول خدا (ص) با نصاراى نجران است؛ پیامبر پیش از آنکه مباهله کند، عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت: پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او، خداوندا اینها اهل بیت من هستند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنى. پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شأن ایشان آورد. پس حضرت رسول (ص) آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیّت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده کردند جُرأت مُباهله ننمودند و استدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند
حضرت رسول (ص) بعد از هجرت، ده سال در مدينه ماند و حج به جا نياورد تا آن كه در سال دهم خداوند عالميان اين آيه را فرستاد كه: «و اذّن فى النّاس بالحجّ يأتوك رجالا و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق، ليشهدوا منافع لهم»؛ و در ميان مردم براى اداى حج بانگ برآور تا پياده و سوار بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى آيند به سوى تو روى آورند.
وقتی حضرت رسول (ص) از اعمال حجة الوداع فارغ شد متوجه مدينه شد و حضرت اميرالمؤمنين (ع) و ساير مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون به غدیر خم رسيدند. حق تعالى اين آيه را فرستاد: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ».
يعنى: «اى پيغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است بسوى تو از جانب پروردگار تو» در باب نص بر امامتعلى بن ابى طالب (ع) و خليفه نمودن او در ميان امت خود؛ پس فرمود: «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ پس اگر نكنى رسالت خدا را نرسانده ای و خدا تو را نگاه مى دارد از شر مردم.
رسول اکرم (ص) در آنجا خطبه معروف غدیرخم را قرائت فرمودند و حضرت علی (ع) را به جانشینی خود معرفی کردند. سپس همه بر گرد رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) جمع شدند و با آن حضرت بيعت نمودند.
دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى (7 خرداد ماه 11 خورشیدی) در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود به شهادت رسیدند و در همان خانه‏ اى كه وفات یافته بود دفن شدند. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد.
در سقیفه بنی ساعده خلافت را از حضرت علی (ع) غضب کردند.

پس از ابوبکر، به ترتیب عمر بن خطاب، عثمان بن عفان و علی بن ابیطالب (ع) به خلافت رسیدند که به خلفای راشدین مشهورند. پس از آنان حکومت به بنی امیه و سپس به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خود را جانشین محمد می‌دانستند.
سلاطین عثمانی هیچ‌گاه رسماً خلیفه نبودند. تنها عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ خود را خلیفه تمامی مسلمانان خواند.

بعد از درگذشت خدیجه کبری ، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد.
همسران: سوده بنت زمعه بیوه‌ای ۳۵ ساله بود، عایشه بنت ابى بكر، امّ شریك بنت دودان، حفصه بنت عمر که شوهر اولش در جنگ بدر کشته شد و بیوه‌ ای ۲۰ ساله بود، ام حبیبه دختر ابوسفیان (رهبر اهالی مکه و مخالف پیامبر) بیوه عبید بود، امّ سلمه بنت عاتكه بیوه ابوسلمه بود، زینب بنت جحش زن طلاق‌گرفتهٔ زید (فرزندخواندهٔ حضرت محمد(ص)) بود، زینب بنت خزیمه بیوه عبیده بود و کمی پس از ازدواج در ۳۱ سالگی درگذشت، میمونه بنت حارث بیوه بود و در ۵۱ سالگی ازدواج کرد، جویریه بنت حارث دختر رئیس قبیله بنی‌مصطلق بود، صفیّه بنت حىّ بن اخطب از اسیران یهودی در جنگ خیبر بود که شوهرش پس از جنگ خیبر اعدام شده بود و ماریه را فرمانروای مصر هدیه داده بود و کنیز ایشان بود.

فرزندان: الف)  1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اكرم (ص) تولد یافت. از این رو پیامبر (ص) را ابوالقاسم نامیدند. 2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏ گفتند. 3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت.
عبدالله و قاسم از خدیجه كبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. و هرسه آنان در سنین كودكى از دنیا رفتند.
ب) دختران: 1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).
دختران پیامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خدیجه (س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا (ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند.
ام‌کلثوم و رقیه با عثمان ازدواج کردند و پیش از حضرت محمد (ص) درگذشتند . ماریه نیز پسری به نام ابراهیم آورد که در دو سالگی درگذشت.
تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا (س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ ها و مورد تقدیس و تكریم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏ مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه كبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏ مند بوده و اظهار محبت و لطف مى‏ فرمود.
رحلت ایشان دوشنبه 7 خرداد ماه 11 خورشیدی یا 28 می 632 می باشد.
دوشنبه, 06 آبان 1398 12:01
انارک نیوز - حضرت امام رضا (ع) در 11 ذی قعده 148 هجری (12 دی ماه 144 خورشیدی) و مصادف با سال وفات امام صادق (ع)) در شهر مدينه پا به دنيا گذاشت. پدرش امام موسی کاظم (ع) هفتمین امام و  مادر آن حضرت کنیزی به نام تکتم بود و بعد از ولادت حضرت رضا او را طاهره نامید. کنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقبش رضا (به معنای خشنودی می‌باشد) و دیگر از القاب مشهورش "عالم آل محمد" است. آن حضرت قامتی معتدل و ميانه داشت. در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس بود. جامه خشن می پوشيد و چون در ميان مردم می آمد آن را زينت می داد. 
عمر آن حضرت در روز وفات پدرش که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند، 35 سال بوده و آن حضرت پس از پدرش بيست سال در جهان زندگی کرد که اين مدت، روزگار امامت و خلافت آن حضرت است. در طول اين مدت آن حضرت ده سال حکومت هارون رشيد، سپس پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود و دوران آرامش امام (ع) می باشد و پس از آن مامون به خلافت تکيه زد و بيست سال حکومت کرد. خطری که حکومت مامون را تهدید می‌کرد علویان بودند.
او نامه ای به حضرت رضا (ع) نگاشت و او را به خراسان دعوت کرد. امام نيز عذر و بهانه بسيار آورد اما وی همچنان به آن حضرت نامه می نگاشت و از آن حضرت خواستار آمدن می شد. تا آنجا که امام رضا (ع) دانست که چاره ای جز اين ندارد. پس با فرزندش ابوجعفر (امام نهم(ع)) که هفت سال داشت از مدينه رهسپار مرو شد.
مأمون، امام رضا(ع) را از مدينه به بصره، اهواز، فارس و از آنجا به نيشابور آورد.  وی  به هر شهری که قدم می گذاشت مردم آن شهر به سويش می آمدند و در خصوص مسايل دينی خود از وی پرسش می کردند و او نيز پاسخشان می داد و برای آنان احاديث بسياری از پدر و پدرانش، از علی (ع) و رسول خدا (ص) نقل مي کرد.
علی بن موسی الرضا (ع) چون به نيشابور قدم نهاد، حدیث سلسلة الذهب را نقل کرد: مرا پدرم موسی کاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش علی زين العابدين از پدرش حسين شهيد کربلا از پدرش علی بن ابی طالب حديث کرد که گفت: عزيزم و نور چشمانم رسول خدا (ص) می فرمايد: کلمه " لا اله الا الله " دژ من است. هر که آن را بگويد به دژ من وارد گشته است و آن که به دژ من وارد شده از عذاب من ايمن و آسوده است. او چند قدمی حرکت کرد و سپس برگشت و گفت: به شرط‌ های آن و من از جمله شرط‌ های آن هستم.
مأمون در مرو همراهان امام را در يک خانه و علی بن موسی  الرضا (ع) را در خانه ای ديگر جای داد و وی را مورد اکرام و بزرگداشت قرار داد. به آن حضرت پيشنهاد کرد که امارت و خلافت را بپذيرد. اما آن حضرت امتناع کرد و در اين باره گفت و گوهای بسيار در گرفت که حدود دو ماه طول کشيد. در تمام اين مدت امام رضا (ع) از پذيرش آن پيشنهاد سر باز مي زد.
پس بار ديگر يادداشتی به آن امام داد که: حال که از پذيرش آنچه بر شما پيشنهاد می شود امتناع می کنی پس بايد ولايت عهدی مرا بپذيری. امام (ع) به سختی از اين کار امنتاع کرد. مأمون آن حضرت را خصوصی پيش خود خواند و در خلوت که جز فضل بن سهل و آن دو کسی ديگر حضور نداشت به آن حضرت گفت: شما ناگزير بايد آنچه من خواسته ام بپذيری و من گريزی از آن ندازم.
امام رضا (ع) به وی گفت: من خواسته تو را مبنی بر ولی عهد کردن خودم می پذيرم بدان شرط که نه امر کنم و نه نهی. نه فتوا دهم و نه داوری کنم. نه کسی را منصوب و نه کسی  را معزول گردانم و هيچ چيزی را که برپاست تغيير ندهم. مأمون همه اين شرايط را پذيرفت.
مأمون به خط و انشای خويش عهدنامه ولايت عهدی  امام رضا (ع) را در هفتم ماه رمضان سال ۲۰۱  (13 فروردین ماه 196 خورشیدی) نوشت و بر آن نيز شاهد گرفت و امام رضا (ع) نيز به خط شريف خود بر اين عهد نامه نگاشت. آنگاه اين عهد نامه در جميع آفاق و در کعبه و ميان قبر رسول الله (ع) و منبر وی خوانده شد و خواص مأمون و بزرگان دانشمند بر آن شهادت دادند.
مأمون فرمان داد سکه ها را به نام آن حضرت ضرب کردند و بر آنها نام رضا (ع) بزنند و در هر شهری از ولايت عهدی حضرت رضا (ع) خطبه خواندند. امام رضا (ع) در پاسخ کسانی که علت پذیرفتن ولایت عهدی را از او می‌پرسیدند می‌گفت: من تحت فشار و اکراه این امر را پذیرفته ام.
چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ه‍.ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست. مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا (ص) به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت.
مردم انتظار داشتند که امام رضا (ع) همچون خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج خواهد شد، اما شگفت زده دیدند که حضرت با پای برهنه در حالی که تکبیر می‌گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمول این گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یکباره از اسبها فرود آمده و کفش ها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند. امام در هر قدم که می‌رفت سه بار تکبیر می‌گفت.
فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا (ع) بدین صورت به مصلّی برسد، مردم فریفته او می‌شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را خواست، آن را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت.
مأمون بارها او را با پرسش درباره هر چيزی  می آزمود و امام به او پاسخ می داد و پاسخ وی کامل بود و به آياتی از قرآن مجيد تمثل می جست. مأمون دانشمندان ديگر اديان را جمع می کرد و آنگاه حضرت رضا (ع) را نيز احضار می کرد . آنان از امام پرسش می کردند و آن حضرت يکی پس از ديگری آنان را شکست می داد.
مأمون دخترش ام حبيبه را در آغاز سال ۲۰۲ به ازدواج وی در آورد.
دیگر بار شورش عباسیان در عراق برخاست. مأمون در سال ۲۰۲ ه‍.ق. از مرو رهسپار بغداد شد و ولیعهدش امام رضا (ع) و وزیرش فضل بن سهل ذوالریاستین همراه وی بودند. 
مامون انديشيد که جز با کشتن وزیر سیاستمدار و رییس سپاهش فضل و حضرت امام رضا (ع) نمی تواند مخالفان و انتقاد گران عباسی و شورشیان علوی را از مخالفت باز دارد. از اين رو فضل را در حمام سرخس از پای در آورد. چون به توس رسیدند، به امام رضا(ع) سمی خوراندند، بیماری آن حضرت بیش از چند روز نبود و در ۳۰ صفر سال ۲۰۳ ه‍.ق. (18 شهریور ماه 197 خورشیدی) وفات نمودند.
مأمون در پی  محمد بن جعفر و گروهی از اهل بيت و خاندان ابوطالب که در خراسان بودند، فرستاد. خبر مرگ امام (ع) را به ايشان داد و گريست و بسيار بی تابی کرد و جنازه آن حضرت را بديشان نشان داد. سپس دستور داد آن حضرت را غسل دهند و خود جنازه را برداشت به همين جايی که اکنون مدفن آن حضرت است، آوردند و به خاک سپرد  و در همان جا نيز قبر هارون الرشيد بود. قبر حضرت رضا (ع) پس روی هارون و در قبله او قرار گرفته است.
همسران: وی همسری به نام سبیکه داشت که از خاندان ماریه همسر پیامبر (ص) بوده است و مادر امام محمد تقی جواد (ع) می باشد و ام حبیبه دختر مامون که فرزندی برایش ذکر نشده است.
فرزندان: در شماره و اسامی فرزندان وی اختلاف است، پنج پسر و يک دختر به نامهای محمد (امام نهم(ع)) ، حسن، جعفر، ابراهيم، حسن و عايشه. یا چهار پسر و يک دختر و یا تنها فرزندش محمد بن علی جواد (ع) و یا دو پسر داشت که نام آنها محمد (ع) و موسی بود و یا دختر دیگری.

شاه عباس اول از اصفهان پياده به خراسان آمد و دستور داد گنبد و بارگاه آن حضرت را تذهيب کنند. کار تذهيب گنبد امام رضا (ع) در سال 1010 هجری شروع و در سال 1016 هجری پايان پذيرفت.

زادروز ایشان شنبه 12 دی ماه 144 خورشیدی یا 2 ژانویه 766 میلادی، ولایتعهدی شنبه 13 فروردین ماه 196 خورشیدی یا 2 آوریل 817 میلادی و شهادت شنبه 18 شهریور ماه 197 خورشیدی یا 9 سپتامبر 818 میلادی می باشد.
شنبه, 04 آبان 1398 13:22
انارک نیوز - امام حسن (ع) فرزند امير مؤمنان حضرت علی بن ابيطالب (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) دختر پيامبر خدا (ص) است و در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت (13 اسفندماه 3 خورشیدی) در مدينه تولد يافت. وي نخستين پسر این خاندان بود. رسول اکرم (ص) بلافاصله پس از ولادتش او را گرفت و در گوش چپش اقامه گفت. سپس برای او گوسفندی قربانی کرد، سرش را تراشيد و هم وزن موی سرش نقره به مستمندان داد و از آن هنگام آيين عقيقه و صدقه دادن به هم وزن موی سر نوزاد سنت شد. اين نوزاد را "حسن" نام داد و اين نام در جاهليت سابقه نداشت. کنيه او را ابومحمد نهاد و اين تنها کنيه اوست. لقب های او سبط، سيد، زکي و از همه معروفتر "مجتبي" اشاره به بخشندگی مي باشد. از اهل بیت و نیز پنج تن آل عبا (پیامبر (ص) حضرات علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را زیر عبای خود گرفت و آنها را اهل بیت نامیده و بیان داشت که اینها از هر گونه گناه و آلودگی پاک هستند) به شمار می‌آید. 
پيامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسين علاقه خاصی داشت و بارها مي فرمود که حسن و حسين فرزندان منند و به پاس همين سخن علی به ساير فرزندان خود مي فرمود : "شما فرزندان من هستيد و حسن و حسين فرزندان پيغمبر خدايند ".
امام حسن (ع) کمی بیش از هفت سال  زمان جد بزرگوارش را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت به سر برد و پس از رحلت پيامبر (ص) که با رحلت حضرت فاطمه (س) دو ماه يا سه ماه بيشتر فاصله نداشت، تحت تربيت پدر بزرگوار خود قرار گرفت.
امام حسن (ع) از جهت منظر و اخلاق و پيکر و بزرگواری به رسول اکرم (ص) بسيار مانند بود. دارای رخساری سفيد آميخته به اندکی سرخي، چشمانی سياه، گونه ای هموار، محاسنی انبوه، گيسوانی مجعد و پر، گردنی سيمگون، اندامی متناسب، شانه اي عريض، استخوانی درشت، ميانی  باريک، قدی ميانه. سيمايی نمکين و چهره ای در شمار زيباترين و جذاب ترين چهره ها.
حسن به همراه فرزندان دیگر صحابیون نامدار محمد، مانند عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر، در هنگام محاصره عثمان، در دفاع از وی شرکت داشته‌است. پس از به خلافت رسیدن پدرش امام علی(ع) و شروع جنگ‌های داخلی، او به کوفه فرستاده شد تا از بیعت مردم کوفه با حکومت پدرش اطمینان حاصل کرده و در صورت امکان، سپاهی از مردم آن شهر را برای حمایت لشکریان پدر در جنگ جمل فراهم آورد. او همچنین پدرش را در جنگ صفین یاری کرد.
امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت، به امامت رسيد و مقام خلافت را نيز اشغال کرد، بعد از مرگ پدر، عبیدالله بن عباس مردم را به بیعت با امام حسن (ع) فرا خواند. مردم با شوق و رغبت با امام حسن (ع) بيعت کردند. و اين روز، همان روز وفات پدرش، يعنی روز بيست و يکم رمضان سال چهلم از هجرت بود. نزديک به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت. 
امام حسن (ع) در این مدت وقتی  طغيان و عصيان معاويه را در برابر خود ديد يا نامه هايی  او را به اطاعت و عدم توطئه و خونريزی فرا خواند ولی معاويه در جواب امام (ع) تنها به اين امر استدلال می کرد که: من درحکومت از تو با سابقه تر و در اين امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم ! گاه معاويه در نامه های  خود با اقرار به شايستگی امام حسن (ع) می نوشت: "پس از من خلافت از آن توست زيرا تو از هر کس بدان سزاوار تری". در اين مدت ، معاويه که دشمن سرسخت امام علی (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهی عثمان) جنگيده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشيد و جنگ آغاز کرد.
 در مظلم ساباط، یکی از خوارج به نام جراح بن سنان اسدی در حالی که فریاد می‌کشید که تو همانند پدرت علی کافر شده‌ای، با خنجری به امام حسن (ع) حمله برد و رانش را زخمی کرد که از آن خون بسیاری رفت. بهر حال وضعی برای امام (ع ) پيش آمد که جز "صلح" با معاويه، راه حل ديگری نماند. امام حسن (ع) پيشنهاد صلح کرد. سرانجام پيشنهاد صلح معاويه مورد قبول امام حسن (ع) واقع شد، از شرط هايی که در قرار داد صلح آمده بود اينهاست: معاويه موظف است درميان مردم به کتاب و خدا و سنت رسول خدا (ص) و سيرت خلفای شايسته عمل کند و بعد از خود کسی را به عنوان خليفه تعيين ننمايد و مکری عليه امام حسن (ع) و اولاد علی (ع) و شيعيان آنها درهيچ جای کشور اسلامی نينديشد و نيز سب و لعن بر علی (ع) را موقوف دارد و ضرر و زيانی به هيج فرد مسلمانی نرساند. معاويه با افراد به کوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع) اجرا شود و مسلمانان در جريان امر قرار گيرند.  امام حسن (ع ) پس از چند روزی آماده حرکت به مدينه شد. 
حسین ابن علی (ع) نیز در دوران حکومت معاویه صلح را بر جنگ برگزید و اگر امام حسن (ع) یا امام حسین با معاویه می‌جنگیدند کشته می‌شدند و برای اسلام کمترین سودی نمی‌بخشید و در برابر سیاست حق به جانبی معاویه که خود را صحابی و کاتب وحی و خال المؤمنین معرفی کرده و هر دسیسه را به کار می‌برد، تاثیری نداشت.
امام حسن (ع) پس از ده سال امامت، سر انجام در ۲۸ صفر سال پنجاهم هجری (10 فروردین ماه 49 خورشیدی) به تحريک معاويه بدست همسر خود (جعده ) مسموم و شهيد شد.
امام حسن (ع) وصیت کرده بود که در مسجدالنبی و در کنار قبر پدربزرگش حضرت محمد (ص) به خاک سپرده شود. اما عایشه و مروان بن حکم مانع شدند که امام حسین (ع) این کار را انجام دهد.  امام حسین (ع) به اتحادیه قریش (حلف الفضول) شکایت کرد و خواستار احقاق حقوق بنی هاشم در برابر بنی امیه گردید. چیزی نمانده بود که بر سر این مساله لشکرکشی آغاز شود. امام حسن (ع) وصیت کرده بود که در صورت مخالفت دیگران، می‌تواند در بقیع دفن شود.
محل دفن امام حسن (ع) مکانی زیارتی به خصوص برای شیعیان گردید و گنبدی بزرگ بر فراز آن ساخته شد. اما این گنبد دو بار توسط وهابیان در سالهای ۱۸۰۶ و ۱۹۲۷ میلادی تخریب گردید.
همسران امام (ع ) عبارتند از: ام بشیر دختر ابومسعود انصاری مادر زید و ام‌الحسن و ام‌الحسین، خوله دختر منظور بن ریان مادر حسن مثنی، ام الحق دختر طلحه بن عبيد الله  مادر حسین اترم و طلحه- حفصه دختر عبد الرحمن بن ابی بکر- هند دختر سهيل بن عمد و جعده دختر اشعث بن قيس. امّ اسحاق مادر فاطمه. کنیزی به نام نفیله مادر عمرو، قاسم و عبدالله که هر سه در کربلا در کنار امام حسین (ع) کشته شدند و کنیزی به نام صافیه مادر عبدالرحمن که عبدالرحمن با امام حسین (ع) از مدینه تا مکه همراه بود که با لباس احرام در ابواء از دنیا رفت و نتوانست در کربلا حاضر شود. 
فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15نفر بوده اند 8 پسر بنامهاي : زيد، حسن، عمرو، قاسم، عبدالله، عبدالرحمن، حسن اثرم و طلحه و دخترها بنام ام الحسن، ام الحسين، فاطمه، ام سلمه، رقيه، ام عبد الله (همسر امام سجّاد (ع)  و مادر امام محمّدباقر (ع))، و فاطمه. نسل او فقط از دو پسرش حسن و زيد باقی ماند.
زادروز ایشان آدینه 13 اسفندماه 3 خورشیدی یا 4 مارس 625 میلادی و شهادت چهارشنبه 10 فروردین ماه 49 خورشیدی یا 30 مارس 670 میلادی می باشد.
سه شنبه, 30 مهر 1398 22:19
انارک نیوز - 1 آبان ماه 1398 چهار شنبه: روز آمار و برنامه ریزی - شهادت آیت ا... حاج سید مصطفی خمینی (1356) 
2 آبان: انعقاد عهدنامه گلستان میان ایران دوره قاجاریه و روسیه تزاری (1192) - تأسیس سازمان ملل متحد (1324) - روز جهاني  توسعه اطلاعات (24 اكتبر) - شروع هفته خلع سلاح (24 تا 30 اكتبر) 
3 آبان: انتصاب رضاخان به نخست وزيري (1302) - روز جهانی هنرمند (۲۵ اکتبر)
4 آبان: روز وقف (27 صفر) - اعتراض و افشاگری حضرت امام خمینی (ره) علیه پذیرش کاپیتولاسیون (1342)
5 آبان (تعطیل): رحلت حضرت رسول اکرم (ص) (28 صفر 11 ه.ق برابر با 7 خرداد 11 خورشیدی) - شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) (28 صفر 50 ه.ق برابر با 10 فروردین 49 خورشیدی) - روز جهانی میراث سمعی و بصری (27 اکتبر)
6 آبان: واكنش امام خميني(ره) نسبت به طرح «فهد» (1360)
7 آبان (تعطیل): شهادت حضرت امام رضا (ع) (30 صفر 203 ه.ق برابر با 18 شهریور 197 خورشیدی) - روز کورش بزرگ
8 آبان: هجرت حضرت رسول اکرم (ص) از مکه به مدینه (1 ربیع الاول 1 ه.ق برابر با 24 شهریور 1 خورشیدی = ۶۲۲ میلادی) - شهادت محمدحسین فهمیده (بسیجی 13 ساله در سال 1359)، روز نوجوان و بسیج دانش آموزی - روز پدافند غیر عامل
9 آبان: تصویب قطعنامه ۵۴۰ شورای امنیت (جنگ شهرها در سال 1362)
10 آبان: شهادت آیت ا... قاضی طباطبایی اولین شهید محراب به دست مجاهدین خلق (1358) - آبان روز، جشن آبانگان
11 آبان: شهادت طيب و اسماعيل رضايي (1342)
12 آبان: اسارت «محمدجواد تندگویان» (1370)
13 آبان: تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام (1358)، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی- روز دانش آموز - تبعید امام خمینی (ره) از ایران به ترکیه (1342)
14 آبان: روز فرهنگ عمومی
15 آبان (تعطیل): شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) و آغاز امامت حضرت‌مهدی (عج) (8 ربیع الاول 260 ه.ق برابر با 16 دی 252 خورشیدی) - جشن میانه پاییز - روز جهانی پيشگيري از سوء استفاده از محيط زيست در جنگ و مناقشات مسلحانه (6 نوامبر)
16 آبان: اعلام ايران به عنوان تنها ابر قدرت جهان توسط شاپور يكم ساسانی (260 م)
17 آبان: اشغال قزوين توسط سپاهيان روس (1294)
18 آبان: روز کیفیت - سالگرد فروپاشی دیوار برلین (1368)
19 آبان: ولادت حضرت رسول اکرم (ص) به روایت اهل سنت (12 ربیع الاول 53 سال قبل از هجرت) و آغاز هفته وحدت - اعدام حسین فاطمی وزیر امور خارجه ایران از ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۲ (سال 1333) - آتش بس جنگ جهانی اول با شکست آلمان (آتش‌بس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ یا آتش‌بس کومپین با پانزده میلیون تن کشته پس از چهار سال در سال 1297) - روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه (10 نوامبر)
20 آبان: اعلام کردن بحرین به عنوان استان ۱۴ ایران توسط هئیت وزیران (۱۳۳۶)
21 آبان: انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت ایران توسط شاه عباس یکم صفوی (977) - روز جهانی الکترونیک هواپیمایی (12 نوامبر)
22 آبان: اعلام مغایرت مشروطیت با مشروعیت توسط شیخ فضل الله نوری (1287)
23 آبان: منصرف کردن احمدشاه از انتقال پایتخت به اصفهان (1294) - روز جهاني ديابت (14 نوامبر)
24 آبان (تعطیل): ولادت حضرت رسول اکرم (ص)  (17 ربیع الاول 53 سال قبل از هجرت) و روز اخلاق و مهرورزی - ولادت حضرت امام جعفر صادق (ع) موسس مذهب جعفری (17 ربیع الاول 83 ه.ق برابر با 3 اردیبهشت 81 خورشیدی)  - روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار - روز بزرگداشت علامه سید محمد حسین طباطبایی (1360)
25 آبان- تأسیس یونسکو (۱۳۲۴) - روز جهانی بردباری (16 نوامبر)
26 آبان: سالگرد آزادسازی سوسنگرد (1359) - روز جهانی بیماری های مزمن انسداد ریوی (17 نوامبر) - روز جهانی فلسفه (17 نوامبر)
27 آبان: 
28 آبان: روز جهانی مرد (19 نوامبر)
29 آبان: آغاز ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی در مدار زمین (1377)
30 آبان: نمایش دختر لر نخستین فیلم ناطق ایرانی (1312) روز جهاني تلویزيون (21 نوامبر)