انارک نیوز - هوای بهاری دلپذیر و آفتاب تابان گرمای لذتبخشی داشت. نیمروز جوانی خوش اندام، دلچسب و خوشپوش با آوایی خوش آهنگ و گوشنواز سوار بر اسبی سفید همانند فرشته ای سوار بر ابر در دشت می تاخت. از دور مردی بی چیز و خسته را در راه دید، بدون از دست دادن وقت در آنی خود را به او رساند و پیاده شد. هر دو همراه شدند. 
مرد از دیدن او شگفت زده شد. او کجا و من کجا؟ امروز بخت با من یار است! در ذهن خود کاخ آرزوهای خود را ساخت. همراهی با همچون اویی را در خواب هم نمی دید. سکه های زر، آب و نان و جایی برای خفتن. جامه های ابریشمی و شراب گوارا. حتی تکه نانی کپک زده هم برای او بس بود.

جوان بر دوشش ریسمان های خوشرنگ زیادی آویخته بود که دنباله آنها با نسیم ملایم حرکات نرمی می کردند. در بین آنها رسن های نازک و کلفت و مناسب با هر سلیقه ای دیده می شد. در خورجین اسب هم کیسه های زر، نقره و مسی بود که صدای به هم خوردن آنها وسوسه کننده بود. هر یک از آنها می توانست زندگی آن مرد را که به سختی گذران زندگی داشت دگرگون سازد.

مرد خوشحال از بخت خود که روزگار به او روی خوشش را نشان داده است از او مسیر و قصدش را پرسید که ده مجاور بود و برای رسیدگی به نعل اسبش نزد آهنگری می رفت که کارش زبانزد بود اما ظهر کار را ترک می کرد. وقت تنگ بود و کار زیاد.
از او درباره ریسمانها با رنگ های دلنواز  رنگین کمان پرسید که بدجوری چشمش را گرفته بود. پاسخ شنید از آن برای کمک به آنان که در راه مانده اند و نای آمدن ندارند استفاده می کنم! همچنین به گردن آنانی می اندازم که نمی خواهند مرا همراهی نمایند. با بستن این بندها به گردنشان آنان را همراه خود می کنم. پس از همراه شدن، مرید من و من مرادشان می شوم. 
از لباس بسیار زیبا و خیره کننده اش پرسید که گفت روزی از دشمنم حقیقت خواستم اگر مایل است باهم به شنا رویم. او که ساده بود وارد آب شد و من لباسش را پوشیدم. از آنروز با ظاهر آراسته و لباس حقیقت در راهم. شیفتگان حقیقت دیگر او را که راست را لخت و بی پروا می گوید دوست ندارند و مرا که ناراستی و راستی را درهم آمیخته و با چهره دوست داشتنی به آنان پیشنهاد می کنم بیشتر می پسندند.

به دهی ویرانه رسیدند و نزد آهنگر پیر رفتند. نزدیک ظهر بود و آهنگر جایگزینی نعل را نپذیرفت که جوان پیشنهاد سکه ای زر را برای کارش به او داد و آهنگر مشغول شد. صدای اذان آمد و خواست کارش را به بعد بیندازد که جوان سکه ای دیگر را بر مزد افزود. دوباره مشغول شد که به خود آمد و سکه های اضافی را نپذیرقت. از جوان اصرار و از پیرمرد انگار. پشت پا به کیسه سکه های طلا زد و با یاد خدا راهی مسجد شد. آخرت باقی را بر دنیای فانی ترجیح داد. جوان پوزخندی زد و به دنبال او به راه افتاد!
مرد دوباره به دنبالش دوید. نمی توانست از او دل بکند. از او پرسید پس چرا با ریسمان رنگی دلم را بدست نمی آوری و مرا تشویق نمی کنی؟ جوان گفت تو با پای خودت همراه من شدی و نیازی به آن نیست.
مشتاقانه نامش را پرسید که شیطان بود.
گوشش نخواست که چیزی بر خلاف آنچه تا بحال رشته بود و باور کرده بود، بشنود. غلام حلقه به گوش وی شد. بالاخره حقیقت ناب را نزد مراد خود یافته بود. حاضر بود جان ناچیز خود را فدای برآورده کردن خواسته ناگفته او  نماید.

هدفم از گفتن این داستان روشن کردن مثلث زر و زور و تزویر برای به بند کشیدن انسانها یا به زبانی دیگر چپاول (غارت) و خرحمالی (برده کشی) و خرکردن آنها است که در ادامه به آن خواهم پرداخت.

انارک نیوز - در منطقه انارک گروهی کارآفرین داریم که حق و حقوق دولتی را می دهند و از منابع طبیعی یا امکانات خاص انارک استفاده می برند اما با اینکه درآمد بالایی از انارک نصیبشان می شود در اقتصاد مردم انارک تأثیری ندارند . اینها بلندگوهای قوی دارند و حرفشان نزد مسئولین دررو دارد، برخی نیز به امید واهی درآمد و کار دنبال آنانند. در هر صورت حتی اگر طبیعت را زشت یا منابع را به هدر دهند مجوز دولتی دارند. 
آیا نباید اقتصاد انارک به ازای ریالی که آنها می گذارند و به ازای آن تومانی از منابع برگشت ناپذیر انارک برداشت می کنند دیناری بهره ببرد؟

به سراغ راه حل نهایی می رویم و با پنج گام ساده پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام پیش می رویم.
1 - برای اینکه به بیراهه نرویم ابتدا باید چند پرسش را پاسخ دهیم!
الف - کارآفرین کیست؟ کارآفرین کسی است که یک سرمایه‌گذاری جدید را فراهم می‌کند، آن را عملیاتی می‌کند و مسئول موفقیت یا شکست آن است. او می خواهد کارفرمای خود باشد و رویایی دارد که خستگی ناپذیر آنرا دنبال می کند. پاداش موفقیت او پول است. 
ب - مدیر حرفه ای کیست؟ مدیر حرفه‌ای کار اختصاص داده شده به وی را با در نظر گرفتن پرداخت پول به انجام می‌رساند. در واقع حساب شده و هدایت شده سرمایه گذاری می کند.
پ - تفاوت کارآفرین و مدیر حرفه ای چیست؟ کارآفرین علاوه بر بوجود آوردن یک شرکت جدید، ریسک‌پذیر و نوآور است در حالی‌که مدیر حرفه‌ای تنها اجراکننده است.
ت - آیا محیط زیست مهمتر است یا بهتر شدن وضع زندگی مردم؟ مردم محلی حق تصمیم‌گیری در مدیریت محیط زیست خود را ندارند پس درآمد حاصل در زندگی آنان نقشی ندارد.
2 - با این چند تعریف ساده مشخص می شود مشکل انارک با مدیران حرفه ای است که می دانند پولشان را در استفاده از کدامیک ار منابع انارک سرمایه گذاری نمایند و چگونه از حمایت های دولتی حداکثر استفاده را ببرند بدون اینکه در برابر این برداشت و تخریب منابع به مردم انارک پاسخگو باشند.
3 - دلیل بی توجهی به خواست مردم این است که مردم محلی نفوذی در دستگاه‌های دولتی ندارند و شهروندان نمی‌توانند عملکرد مسئولان را به چالش بکشند. پس مسئولین از قدرت‌ مصونیت خود در راه تصمیم گیری های مخالف نظر مردم استفاده می کنند.
4 - راه حل پیشگیرانه پاسخگو کردن مسئولین محلی به این تصمیم گیری ها و راه حل نهایی پاسخگو کردن مسئولین شهرستان می باشد.
5- انجام این کار وقتی امکان پذیر است که با نماینده محترم هماهنگی به عمل آید تا در زمانی که چند ساعت وقت دارند به انارک تشریف بیاورند. زمان آنرا هم چند روز زودتر به اطلاع مردم برسانند. ایشان به تناسب خواسته های مردم با همراهانی که پاسخگو باشند قدم رنجه و مردم آزادانه پرسش های خود را مطرح نمایند. در ضمن اگر نیاز باشد بدون حضور همراهان جلسه ادامه یابد.
اگر قول پیگیری دادند در جلسه بعدی یادآوری و نتیجه آنرا اعلام نمایند.

انارک نیوز - باید دریابیم مشکلات ما چیست و بدنبال یافتن راه حلی برای آن باشیم.
برای این کار به یکی از روش های کارساز در حل مسایل در چند گام ساده می پردازیم. که عبارتند از پرسش، پیامد (معلول)، چرایی (علت)، چاره (راه حل) و انجام.
1- به جای فکر کردن، «برو و ببین»: بررسی مسئله باید با مشارکت افرادی که از نزدیک با مشکل و کار مربوطه در ارتباط هستند صورت گیرد نه با فکر کردن در اتاق‌های جلسات و توسط افرادی که هیچ نقشی در مواجهه با مشکل نداشتند. 
2- یافتن مشکل: باید مسئله بطور واضح و صحیح مطرح و شاخ و برگ های دور و برش را که علایم ناشی از بروز مشکل می باشند را بررسی نمایید. حواشی باعث می شوند ذهن به بیراهه رود و مشکل اصلی پنهان بماند. با چند پرسش "چرا" به مشکل نزدیکتر و نزدیکتر شوید تا آنرا بیابید.
تا مشکل اصلی را نیافته اید راه حلی برای آن یافت نخواهد شد. 
3- چرایی ریشه ای: پس از یافتن مشکل، آنرا بایستی تجزیه و تحلیل کنید تا راحت‌تر به راه حل برسید. برای یافتن و حل مشکل اضطراب، ذهن را فلج  می کند.  
چرایی رخ دادنش را بررسی و حواشی را حذف نمایید تا علل ریشه ای مشکل نمایان شود. پس از یافتن علل بروز مشکل، حل مشکل ساده می شود.
بایستی توجه شود که تفاوت بین واقعیات و فرضیات را بدانید و این دو را با هم قاطی نکنید. با موشکافی و ارزیابی واقعیات علل باید علت ریشه ای را بیابید.
4- راه حل ها: وقتی عقل‌هایتان را روی هم می‌گذارید، نتیجه یقیناً بهتر خواهد‌ شد. پس بگذارید در گروه گفتگو شکل بگیرد و افراد آزادانه صحبت نمایند. بر روی راه حل خود پافشاری نکنید تا  افکار و راه حل ها تقویت و خرد جمعی تصمیم نهایی را بگیرد.
پس از اینکه لیست راهکارهای جایگزین را تهیه کردید، جدولی شامل مزایا و معایب هر یک تهیه شود. زمانی که مشغول بررسی مزایا و معایب هر یک از راهکارهای جایگزین هستید، عواقب هر کدام را در کوتاه، میان و بلند مدت در نظر داشته باشید. پس از تهیه این جدول، می‌توانید ارزیابی دقیقی از هر یک از راهکارهای پیشنهادی داشته باشید.
برای حل نباید به راه حل موقت بسنده کنید. اقدام پیشگیرانه را انجام و سپس اقدام نمایید.
5- اجرا و پیاده‌سازی راه‌حل: پس از آنکه راه‌ حل نهایی را انتخاب کردید، زمان آن است تا روند اجرا و پیاده‌سازی آن را به دقت بررسی و برنامه‌ریزی کنید. این روند قرار نیست روندی پیچیده باشد، بلکه در آن شما گام‌های لازم برای اجرایی کردن راه حل نهایی را تعیین می‌کنید.
بدین ترتیب برای اجرای و پیاده‌سازی راه‌ حل یک نقشه‌ راه دقیق در اختیار دارید.

عوضی
انارک نیوز - یه جک و جونوری هست که سریعاً نسلش در حال زیاد شدنه که اسمشا "پدیده" می ذارم تا دردسر نشه. اما در انارک نایاب یا کمیابه. راستش من که به صورت بومی در انارک ندیدمش.
از خصوصیات این پدیده یکیش اینه که دوست داره مثل خاک انداز خودش را جلو بندازه و نخود هر آشی بشه. حالا مهم نیست که موضوع به او ربطی داشته باشه یا نه، مثل کنه می مونه. چنان با حرارت ژست می گیره و حرف می زنه که انگار دوای هر درد بی درمونه. چنان امیدوارت می کنه که تموم جیک و پیکت را بگی و از هول حلیم بیفتی توی دیگ حلیم. اما وای به حالت اگه به این پدیده اعتماد کنی. روزگارت سیاه می شه.
تا از پیشت رفت انگار نه انگار که چی گفته و چی شنیدی! به ریشت می خنده و پهلوی یکی دیگه می ره و معرکه می گیره و دوباره آش همون آش و کاسه همون کاسه. توی بخت برگشته هم که به امید محبت اون نشسته ای باید سماق بمکی و بعدش به خواب خرگوشی فرو می ری. وقتی بیدار شی همه چیز را از کف داده ای.
این پدیده هر چی کمتر دور و برت بپلکه به نفعته. گول ظاهرشو نخور نه تنها ترا دوست نداره بلکه دشمن درجه یکت است. دعا کن یادش بره و کاری نکنه، پشت پا به تو نزنه و هلت نده تو چاه، کمک پیشکشش. پس اگه از دور دیدی داره طرفت می یاد، سریع روت را برگردون و یه جایی خودت را گم و گور کن یا از دستش فرار کن.
اصلاً بهتره مشکلت را برای خودت نگه داری و حداکثر دو سه نفر دور و برت بدونن تا به گوشش نرسه که اگه پاشو وسط گذاشت بیچاره ای. از من گفتن بود حالا خودت بهتر می دونی چه کنی؟ هوس دردسر داری بسم ا...، این گوی و این میدون.

انارک نیوز - از قول شادروان حبیب یغمائی تعریف می کنند که در دوره رضاشاه که عزاداری، سینه زنی و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیر بیرجند) گفته بود: سپاس خدای را که در این دیار هم برق دارید، هم آب، هم مدرسه، هم سالن نمایش، همه چیز دارید. این که بعضی ها هنوز شکایت می کنند دیگر چه می خواهند؟
شوکت الملک گفته بود: این ها برق نمی خواهند، این ها محرم می خواهند.! این ها مدرسه نمی خواهند، روضه خوانی می خواهند. کربلا را به اینها بدهید، همه چیز داده اید.
شکر خدا حالا هم این را داریم هم آنرا. فقط می خواهند یک شبکه اجتماعی "تلگرام" را از ما بگیرند چقدر در رادیو و تلویزیون باید اعلام کنند. می دانید خرج هر ثانیه تبلیغات چقدر می شود و با آن چند از خدا بی خبر را می توان به راه آورد و ثوابش به همه برسد که حالا گناهش به حساب همه ما نوشته می شود؟
وزیر و دولت مجبور شده اند برای ارشاد و انتخاب آزادانه ما، اجباراً بخشنامه صادر نمایند که ایها الناس می خواهیم تلگرام را فیلتر کنیم از پیام رسان داخلی استفاده نمایید. فردا نگویید ای هوار وای هوار! نمی دانستیم و کار و بارمان چنین شد و چنان. بدبخت شدیم ما!
اما کو گوش شنوا؟ الحق، ما ملت قدرنشناسی هستیم!

انارک نیوز - وقتی سیلی بنیان کن در راه است و این سیل به خانه ما می رسد می توانیم کارهای مختلفی انجام دهیم که عبارتند از:
1- خود را به خواب بزنیم، وقت تلف کنیم و امیدوار باشیم هیچ اتفاقی نمی افتد.
2- جلوی سیل بایستیم و با دست خالی آنرا منحرف کنیم.
3- سیل بند بسازیم.

دلار که اوایل بهمن ماه 96 حدود 4500 تومان بود ایام عید به 6000 تومان و چندی پیش به 7000 تومان رسید.
در گروههایی مطرح شد که دلار بالا برود، به ما چه؟ بنظر می رسد توی این مملکت نیستند تا به یاد آورند پارسال گوشت 38 هزار تومان و بعد 48 هزار تومان و دیروز 60 هزار تومان شد.
سکه طلا پارسال حدود یک میلیون و الان دو میلیون تومان شده است.
دولت وقتی می خواهد قیمت چیزی را مثل حامل های انرژی در مجلس بالا ببرد قیمت آنرا در خلیج فارس به دلار اعلام می کند و اصلاً به گوشش نمی رود که اینجا ایران است و حقوق دریافتی به دلار نیست! حالا بگو گرانی دلار به من چه؟
پس دلار تا کنه وجود ما ریشه دوانده و هربار بالا رود بایستی بر خود بلرزیم که چقدر از ارزش ریال کم شده و چقدر خدمات دولتی و مایحتاج ضروری گران می شود.
این پایین آمدن قدرت خرید یعنی کمتر می توانی بخری، یعنی تولید روی دست تولیدکننده می ماند و آخرش بیکاری من و تو و فقر و اعتیاد و ... .
حال بگو وقتی کار برای مردان به سختی گیر می آید و فرزندانت و اطرافیانت کاری گیر نمی آورند، آن زن سرپرست خانواده که شوهرش معتاد یا در بستر افتاده یا فوت کرده چه کند؟
به قول فلانی تورم و گرانی را عمه بی سواد من در کوره دهات فهمید تو هنوز نفهمیده ای؟

دیشب هجدهم اردیبهشت ماه 97 که ترامپ رییس جمهور آمریکا بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد از برنامه جامع هسته ای (برجام) خارج می شود وضعیت قیمت آنرا آشفته تر کرد و امروز برخی از نمایندگان محترم مجلس پرچم آمریکا و قرارداد برجام را در صحن مجلس و تعدادی دانشجو در میدان آزادی سوزاندند.
رگهای گردنمان بیرون زده و مرگ بر این و آن می گوییم تا کدامین مشکل را با این روش حل نماییم.
زمزمه هایی از سوی دلواپسان از عدم کفایت سیاسی رییس جمهور روحانی شنیده می شود - که وقتی سخنرانی می نماید نمی دانم نابسامانی ها و فساد رو به گسترش را قبول کنم یا حرف های زیبای ایشان را - که شب های سیاه و سردی را مژده می دهد.

اینک بگویید در چنین شرایطی بایستی هرگونه خطری را منکر شویم و به قول آنان که لباس عافیت پوشیده اند همچنان قدرتمندانه توی پوزه آمریکا بزنیم، با یاری چین و روسیه و لشکر بیکاران به جنگ دشمن سراپا مسلح آمریکای شرور جهانخوار و غده سرطانی منطقه اسراییل صهیونیست برویم یا مسئولین حکومتی به فکر بیفتند و با همین دو ریال که برایمان باقی مانده و هنوز اختلاس نشده تا به دلار تبدیل و از ایران خارج و ریال و قدرت خرید ضعیفتر شود فکری به حال اقتصاد کنند که آخرین نفس هایش را می کشد و آنرا از چنگال مخوف سیاست زدگی نجات دهند.

بر طبل جنگ زدن ساده است اما مدیریت جنگ در دنیای تکنولوژی های پیشرفته و دهکده کوچک جهانی دشوار است. بهتر است به هوش باشیم.

انارک نیوز - زمانه به گونه ای شده که تقریباً کمتر کسی سر جای خود نشسته است. از بس هر کس وارد مباحثی می شود که ربطی به او ندارد دیگر فراموش کرده ایم چه چیزی به چه کسی مربوط است و چه چیزی را از چه کسی باید بخواهیم! 
گاهی برخی را می بینی وارد بحث کارآفرینی می شوند که تجربه ای در این مورد ندارند و اگر کار دولتی یا خصولتی یا رابطه ای را از ایشان بگیری کلاهشان پس معرکه است. با توجه به بی تجربه بودن یا ضعف اطلاعات به راحتی گول کسانی را می خورند که تخصصشان خوردن بودجه های بادآورده می باشد.
در جایی جلسه می گیرند و کارهایی را که نکرده اند به عنوان کرده به خورد ما می دهند. عجب آشفته بازاری است. برخی هم پس از خوش صحبتی درخواست همیاری می کنند. در جلساتشان که عکسش هم پخش می شود عده ای در حال خوردن یا بازی با موبایل یا خواب آلوده به به و چهچه می کنند. در این جلسات کاسه لیسان کاسب، کاسه داغتر از آشند.

یک تیپ از گروه مفتخورها همیشه با اعوان و انصارشان هستند که از کارآفرینی و حل مشکل جوانان دم می زنند و کافی است از آنان بپرسی چند نفر را به کار گرفته اید؟ دهها نفر شاید نزدیک به صد نفر.
با پرسش بعدی کمی بال و پرش می ریزد! چند نفر را در لیست بیمه به سازمان بیمه های اجتماعی رد می کنید؟ ممکن است ده، دوازده نفر را بگوید.
اما پرسش آخر. چند نفر از این افراد بیمه شده از اهالی انارک می باشند؟ اگر دوره اش کنی می بینی حتی به تعداد انگشتان یک دستش هم نمی تواند اسم ردیف کند.
پس چه کسانی را بیمه کرده است؟ معلوم است دیگر، خویشاوندانش و دور و بری هایش.  وقتی سراغ آنها را هم می گیری معمولاً نیستند و تنها یک یا دو افغانی را می بینی.
آنقدر همه چیز رو به راه است که فقط به خاطر رضای خدا فعالیت می کند اما فکر نکن از جیب خود خرج می کند. یک پول قلنبه را با یک عنوان قلابی گرفته که شاخ در می آوری از این همه نبوغ.
گاهی آدم می ماند دم خروس را قبول کند یا قسم حضرت عباس را.


انارک نیوز - از همان ابتدا می گفتند زمین برای کارخانه آجر در جانمایی های نایین خیلی کم باقی مانده و اگر می خواهی زود بجنب. حتی سری هم به معدن خاک رس نایین زدیم که چشمم را نگرفت.
امکانات نایین از جمله زمین، برق، آب و نزدیکی به گاز کامل بود و مهمتر از همه استفاده از وام هم مهیا بود. در انارک مشکل آب و برق و اصولا زیربناها را داشتیم. اما اگر این فکرها را بکنیم که از انارک رفع محرومیت نمی شود.
با دانستن همه این مزایا و معایب زمین انارک را انتخاب کرده بودم. کار برای انارکی ها در انارک یا کار برای انارکی ها در نایین. عقل اقتصتادگرا رأی به نایین می داد اما من برخلاف آب شنا کردم و انارک را می خواستم که سالها بعد عواقب تلخ آنرا چشیدم.
یادی از آقای سید مجتبی ایزدی فرماندار نایین هم لازم است که در مجموع با توجه به زیرساخت ها و مشکلات انارک مرا دچار تردید کرد ولی در همه حال برخورد خوبی با کارآفرین داشت و به حرفهایتان گوش می کرد. دیگران حتی در ساعت بازدید عمومی منتظرند که زودتر بروی یا حواسشان به موبایل می باشد.
در مجموع فهمیدم نایینی و یا انارکی های پولدار بی درد انارک همانند هم می اندیشند و موافق پیشرفت انارک نیستند. نه تنها کمک نمی کنند بلکه آب را هم گل آلود می کنند تا دیرتر مجوزها را بگیری و برای دریافت وام ترا ضعیف جلوه دهند.

برای پیگیری مشکل مجوز کارخانه آجر در میانه تابستان 1388 نزد استاندار محترم آقای بختیاری که انارک را خیلی دوست داشت رفتم که در هامش نامه دستور "موضوع با قید فوریت پیگیری و چنانچه باید از طریق استان حل شود مکاتبه فرمایید" را صادر فرمودند.
هفته بعد مجوز بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهرستان نایین صادر و پرونده به کمیته فنی کارگروه تخصصی مسکن و شهرسازی استان محول گردید.
بیش از یک سال از مجوزهای مربوطه گذشته بود و چندتایی از آنها بایستی تمدید می شد و مجوزهای دولتی دیگری هم نیاز بود تا اینکه یکی یکی با رفتن به اصفهان و نایین صادر شد.
بالاخره اواخر بهار سال 1389 موفق به تنظیم سند اجاره دوساله با امور اراضی استان و اواخر تیرماه تحویل زمین از اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان شدم.
حال با گذاردن هزاران ساعت وقت و تلاش بی وقفه با پرداخت میلیونها تومان هزینه و استفاده از چندین مشاور، مجوزهای دولتی و زمین دریافت و نوبت شروع پیشرفت فیزیکی ساخت کارخانه بود.
ساخت و ساز صنعتی در انارک داستان خود را دارد که خلاصه ای از آن را در ادامه خواهم آورد.

انارک نیوز - سال 1378 دو دو تا چار تا کردم و دیدم که این وکیلان که با مسئولین حکومتی سر به انارک می زنند، در مسجد خودشان چیزهایی می گویند و دفعه بعد که می آیند حرفهایشان از یادشان رفته است. پس خودم را نامزد نمایندگی مجلس کردم تا سرنوشت خود را خود بدست گیرم و کاری برای منطقه کنم.
نوچه های نماینده بخصوص هنگام انتخابات وعده و نویدهایی می دادندند که بعداً متوجه می شدی باد هوا و وعید بوده است. مثلاً امروز نایین بودیم و درست شد! چی درست شد؟ لوله کشی آب انارک.
یا می خواهیم مسئله بیکاری جوانان را ریشه ای حل نماییم. چطور؟ با ثبت شرکت توسعه و عمران انارک و چوپانان (زمان آقای مهندس رضوی بود و به رأی چوپانان هم نیاز بود). خب قبلاً هم که این حرف ها را زده اید! این بار اول جلسه می گیریم و نظرات را می شنویم، خودت هم بیا. در جلسه برگه ای دادند و از شرکت کنندکان خواستند میزان سرمایه گذاری خود را مشحص کنند. من سیصد هزار تومان نوشتم و بعداً شنیدم شرکت حدود هشت میلیون تومان سرمایه جمع کرد.
پس از تشکیل شرکت در سال 1379، پروفسورها فقط پول مرا گرفتند و شد فرغون سازی در ساختمان اداره معادن که شده بود دبیرستان قدیمی و بسیج و سپاه و متروکه که در اختیار آموزش و پرورش بود. خودشان هم مدیر شدند  و همه کاره شرکت و روزی به چشم خود از دور دیدم که یک صف دراز هشت نه نفری دارند می روند داخل آنجا در حالی که سه یا چهار کارگر بیشتر نداشت.
در کمتر از یک سال هم تعطیل شد و وسایلش را فروختند و سهم خود را برداشتند و به من هم هیچ ندادند. خدا خیرشان دهد.
ادامه دارد.

انارک نیوز - آدمها بایستی دیر یا زود، روزی این دیار فانی را ترک و به دیار باقی بشتابند. این راهی است که همه از فقیر و غنی، قوی و ضعیف می پیمایند و با هر نفس به مرگ نزدیکتر می شوند. ولی آیا نفس کشیدن همان زندگی کردن است؟
خیلی ها عقیده دارند آدم وقتی مرده است که جان به جان آفرین تسلیم می کند. برخی می گویند آدم هنوز مرده حساب نمی شود تا در گور آرام گیرد. عده کمی هم می گویند تا از کسی به خوبی یاد می کنند، او هنوز زنده است. پس اگر کسی حتی نفس می کشد ولی گرفتاری برای دیگران می سازد دیگر زنده نیست.

اما آدم کیست؟ هر کس که قیافه اش شبیه دیگران است، نفس می کشد، سرش را پایین می اندازد و آزارش به دیگران نمی رسد و خوب است، هر کس که پولش از پارو بالا می رود، کسی که می اندیشد، منطق دارد، دیگران را می گریاند، می خنداند، می گرید، رنج می کشد، تحصیلکرده است، دکتر، مهندس، آموزگار یا پیشه ور است، حق دیگران را پایمال نمی کند، نقاب نمی زند، می آموزد و می آموزاند و یا ....
آدم کسی است که به دنبال دانستن و آگاه کردن دیگران است، درد دیگران را درک و آنرا درد خود می داند. تلاش می کند رنج دیگران را کاهش و خنده برلبان آنان بنشاند. جامعه خود را دلپذیر و روز به روز بهتر می نماید. باری بر دوش دیگران نیست و باری از دوش دیگران بر می دارد یا سبک می کند. خلاصه این که وقتی نیست نبودنش حس می شود و جایش خالی می ماند!

تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی.

انارک نیوز - متن زیر "ابلاغ رأی هیات نظارت حهاد کشاورزی استان اصفهان" به حمید رحیم پور انارکی است که می خواست طرح کارخانه آجر آژند انارک را در پنج کیلومتری جاده انارک به نایین اجرا کند. 
تاریح این ابلاغیه 1395/2/9 یعنی "سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل" می باشد که در بالای صفحه ابلاغیه هم درج شده است.

پس از حمد خدا و صلوات بر محمد و آل محمد (ص)، نظر به اینکه میزان 50000 مترمربع از اراضی ملی ... شهرستان نائین جهت اجرای طرح آجر سفالی طی قرارداد اجاره رسمی ... مورخ 89/4/16 ... به مدت 2 سال در اختیار جنابعالی قرار گرفته است که متأسفانه علیرغم انقضا مدت اجاره نسبت به اجرای طرح مذکور اقدام ننموده اید بر همین اساس پرونده در هیات نظارت استان مطرح و هیات پس از بررسی رأی به فسخ قرارداد رسماً به شما ابلاغ می گردد.

خلاصه کلام اینکه دولت دست روی کل پروژه و اموال موجود گزارده و خود را مالک آن می داند نه برای اینکه آنرا کامل نماید بلکه سرمایه گذاران فعلی نتوانند روی آن کاری کنند!
دست اندرکاران این تصمیم و آنهایی که نه تنها گوش به گلایه ها ندادند بلکه طلبکار هم شدند یا به پاسخ های صد من یک غاز کفایت کردند یا شفاهی قول دادند و خلف وعده کردند، دستشان درد نکند.
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.
یا رب! بستان داد امیران ز اسیران.

اما ماجرا چیست را به تدریج نقل می کنم.

مقالات دیگر...